تبليغاتX
ارتش سرخ پرسپولیس

ارتش سرخ پرسپولیس

معدنچی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 16:4  توسط ایمان تیموری  | 

 

دو تيم يكسان اس

075813.jpg

----------------------------------------------------------------------------

بحث جابه جايى يا عدم جابه جايى زمان و مكان برگزارى بازى فينال جام حذفى و حرف هاى ضد و نقيضى كه در اين رابطه از زبان مسؤولان امر شنيده مى شود، باعث تنش هاى زيادى در تيم پرسپوليس شده است. به طورى كه حتى فرياد كريم باقرى هم به آسمان بلند شده است! كاپيتان پرسپوليس كه معمولاً كمتر بى پروا صحبت مى كند، در رابطه با صحبت هاى روز سه شنبه مدير روابط عمومى فدراسيون فوتبال مى گويد: «متأسفانه يك كارمند فدراسيون، با مديرعامل و سرمربى يكى از بزرگترين باشگاه هاى ايران در كمال بى ادبى و گستاخى حرف مى زند و كسى هم با او برخورد نمى كند! اين آقا حق ندارد براى پرسپوليس تعيين تكليف كند و نظر كارشناسى بدهد. همين افراد كلاس فوتبال ايران را پايين مى آورند و نمى دانم از كجا حمايت مى شوند كه چنين با جرأت و جسارت بى ادبى مى كنند!»باقرى در ادامه در خصوص وضعيت پرسپوليس براى رويارويى با سپاهان مى گويد: «پرسپوليس در شرايط خوبى قرار دارد و ما تمرينات را به طور منظم پيگيرى مى كنيم. در مورد غيبت معدنچى و كاظميان هم بايد انصاف را رعايت كرد چرا كه سپاهان هم از همراهى دو ملى پوش خود يعنى خطيبى و نويدكيا محروم است. پس شرايط دو تيم يكسان است.»

ت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 16:2  توسط ایمان تیموری  | 

شعار

 

   قرمز خون منه   پرسپوليس جون منه                        

 قلعه نويي فرار کن          محرمي تو راهه

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:13  توسط ایمان تیموری  | 

دی جی

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:53  توسط ایمان تیموری  | 

رضا پینوکیو

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:46  توسط ایمان تیموری  | 

علی وعلی

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:17  توسط ایمان تیموری  | 

جواد کاضمیان و علی پروین

نوه‌هايش‌
     پروين‌ ونوه‌هايش

   
   رضا و نازگل‌ همه‌ زندگي‌ام‌ هستند
     

     



+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:7  توسط ایمان تیموری  | 

پیروزی

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:0  توسط ایمان تیموری  | 

جواد و علی

Sun 24 Jul 19:23:01 2005Sun 24 Jul 19:26:34 2005
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:32  توسط ایمان تیموری  | 

تبریک

سلام به تمامی هواداران دو آتیشه ی پرسپولیس

روز یکشنبه روز فوق العاده سختی بود . پرسپولیس با نوژن بازی داشت . چه بازی بود مردیم و زنده شدیم اما بچه های پرسپولیس اونقدر با معرفتند که دل یه عالمه پرسپولیسی رو نشکوندند و با اقتدار به فینال راه پیدا کردند .

راستی استقلال می دونست اگه با نوژن بازی کنه لوله می شه برای همین انصراف داد.

در هر صورت ما که رفتیم فینال .خدا را هم شاکریم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:15  توسط ایمان تیموری  | 

آقای محبت پناه سلام . به حریم ارتش سرخ خوش آمدید.

از اینکه مردونگی کردین و مردونه گقتین پرسپولیسی هستید و تو پوز این استقلالی ها زدید یه دنیا متشکرم .

اگر وقت کردید درباره ی این وبلاگ نظری هم بدهید.

                                                        متشکرم  .ایمان پرسپولیسی                          

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:3  توسط ایمان تیموری  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:46  توسط ایمان تیموری  | 

يه روز يه نفر ميره بهشت زهرا ميبينه تمام مرده ها روي قبرها نشستند . تعجب مي كنه . ميره از يكي از مرده ها سوال ميكنه چرا بيرون نشستي . ميگن سوالات شب اول قبر لو رفته گفتن بيرون باشيد تا خبرتون كنيم



 
يه نفر به دوستش ميگه من ديشب خواب ديدم دوتايي رفتيم اون دنيا؛مارو بردن يه جايي كه يه حوض پراز عسل ويك حوض پر از گه وكثافت بود بعد گفتند هركدومتون بپريد تو يكي از اين حوضها توهم زود پريدي توحوض عسل منهم مجبورشدم برم تو حوض گه .دوستش خودشو باد ميكنه وميگه ما اينيم ديگه خوب بعدچي شد؟يارو ميگه هيچي بعدش گفتند بياييد بيرون وهمديگرروليس بزنيد


به ترکه ميگن: ميدوني امام حسين کجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: کربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!!!


به ترك ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!!

 


تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!!!

 



يك شب تلوزبون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!!!

 


از تركه ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ تركه ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه!!!



تركه داشته با بچش گرگم به هوا بازي ميكرده، يهو جَو ميگيردش بچشو ميخوره!!!
تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!!!


جـــاده ::

يك بنده خدايي ، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب ، دعايي را هم زمزمه ميكرد . نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجورد ين و ساحل طلايى انداخت و گفت :
- خدايا ! ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟
ناگاه ، ابرى سياه ، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هياهوى رعد و برق ، صدايى از عرش اعلى بگوش رسيد كه ميگفت :
چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من ؟
مرد ، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت :
- اى خداى كريم ! از تو مى خواهم جاده اى بين كاليفرنيا و هاوايي بسازى تا هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگى كنم !!
از جانب خداى متعال ندا آمد كه :
- اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسيار دوست ميدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده كنم ، اما ، هيچ ميدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هيچ ميدانى كه بايد ته ى اقيانوس آرام را آسفالت كنم ؟ هيچ ميدانى چقدر آهن و سيمان و فولاد بايد مصرف شود ؟ . من همه ى اينها را مى توانم انجام بدهم ، اما ، آيا نمى توانى آرزوى ديگرى بكنى ؟
مرد ، مدتى به فكر فرو رفت ، آنگاه گفت :
- اى خداى من ! من از كار زنان سر در نمى آورم ! ميشود بمن بفهمانى كه زنان چرا مى گريند ؟ ميشود به من بفهمانى احساس درونى شان چيست ؟ اصلا ميشود به من ياد بدهى كه چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟
صدايي از جانب باريتعالى آمد كه :
اى بنده من ! آن جاده اى را كه خواسته اى ، دو باندى باشد يا چهار باندى ؟؟!!


+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:30  توسط ایمان تیموری  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:19  توسط ایمان تیموری  | 

در جواب یکی از نظر دهندگان

اول از همه سلام . در جوابت می تونم بگم اگه اول شدید  آسمون به  زمین نیامده بعدش اگه ما دهم شدیم شما چرا هنوز سایه پرسپولیس به شما نزدیک نشده خودتونو از جام حذفی کنار کشیدید . نمی دونم شاید از نوژن مازندران ترسیدید که نکنه بلای شاهین بوشهر رو سرتون بیاره.

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 18:41  توسط ایمان تیموری  |